تبليغاتX
ღ ... ღ - تمام حضور من یک اشتباه پرحوصله بود


ღ ... ღ

 
 
 
 
 
 
دلم گرفته است  و کسی
 
نشانی اشکهای ساکت مرا نمی پرسد
 
و باز تنهایی در کوهستان بارانیم پرسه می زنم
 
انگار حضور من
 
اشتباه تکراری
 
چهار فصل مداوم است
 
تلخینه یک رد پرعبور
 
غبار به چله نشسته بربالهای یک شاپرک
 
اینبار چه آرام تمام می شود
 
و هیچ کس ردپای حضورم را نخواهد شناخت
 
تمام حضور من یک اشتباه پرحوصله بود!
 
یک خواب پرانزجار
 
در تلاطم فصلهای پرعبور
 
فصل پرغبار چلچله های عاشق
 
میان گیسوان شرابی یک ساحره ی سنگی
 
اینبار آرام تمام می شود
 
تا خواب نسل مردابهای بسته ی شهر
 
نطفه ی حضور مرا گم کند
 
آنقدر همه دورند
 
که هیچ کس ، صدای بغض مرا
 
برصخره های پرعطش شعرم نخواهد یافت
 
تمام حضور من یک اشتباه پرحوصله بود!
 
میان مردمانی که نبض پرحوصله مرا می تراشیدند!
 
حالا دیگر تمام شده ام
 
آنقدر آرام تمام شده ام
 
که حضور باد
 
ریشه هایم را فروخواهد ریخت
 
حالا دیگر تمام شده ام ....
 
آنقدر آرام
که شما دیوارهای حضور مرا به فراموشی سپرده اید
 
 
  
 
نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 15:12 توسط مریــم . بهنـــــاز| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ