ღ ... ღ
طوريم نيست خرد و خميرم همين كم مانده است بي تو بميرم همين از هر چه هست و نيست گذشتم ولي هنوز در مرز چشم هاي تو گيرم فقط همين با ديدنت زبان دلم بند امده است شاعر شدم كه لال نميرم فقط همين در گذر زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد عشقها میمیرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا میماند


| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








