ღ ... ღ
جايت خالي نازنينم ديروز چه زيبا خاكش كردم غم را ميگويم چيزي كه ماه ها گلويم را ميفشرد گفتم حال كه رسيدم به اميد بگشايم هر چه در هست به سوي آزادي يادت مي آيد كلبه آزادي ام را؟ جايي را كه اولين فنجان قهوه به دستت دادم تا كسالت راه رفته را بر طرف كني چه زود گذشت نه ؟ مي خواهم و ميخواستمت تا نفسم بود مي سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بود که اين شعله بيدار روشنگر شب هاي بلند قفسم بود آن بخت گريزنده دمي امد و بگذشت غم بود که پيوسته نفس در نفسم بود دست من و اغوش تو هيهات که يک عمر تنها نفسي با تو نشستن هوسم بود بالله که به جز ياد تو گر هيچ کسم هست حاشا که بجز عشق تو گر هيچ کسم بود سيماي مسيحايي اندوه تو اي عشق در غربت اين مهلکه فرياد رسم بود لب بسته و پر سوخته از کوي تو رفتم رفتم به خدا گر هوسم بود بسم بود عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه فراموش شدنهِ عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه مطمئن شدن به اینکه به هیچ کدوم از آرزوهای حتی کوچیکت هم نمی رسی عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه محتاج دیگران بودنهِ عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه غریب ماندنهِ عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه اینکه بفهمی خوشبختی یه موقعی درت رو زده بود و تو نشنیدی عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه موقعی که بفهمی خیلی وقت که از یاد خدا غافلی ![]()


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاری است
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترين حالت شکسته است
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام برسانی
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








